تبليغاتX
سکوت شب

فضیلت گریستن بر سیدالشهدا (ع)

 

قسمت نهم :

این حسن بن علی (ع) است که در یکی از روزها که برادرش بر او وارد شد نگاهش در نگاه حسین (ع) گره خورده و گریست . اباعبدالله علت را جویا شد و برادر پاسخ داد : می گریم بخاطر آنچه که بر تو خواهد رفت ، درست است من نیز با سمی مهلک به شهادت خواهم رسید اما :

 ولکن لا یوم کیومک یا اباعبدالله : هیچ روزی ای حسین جان چون روز تو مباد .

سی هزار مرد جنگی اطراف تو را خواهند گرفت در حالی که خود را منتسب به اسلام و از امت جدت می دانند ! تصمیم آنها ریختن خون تو ، هتک حرمت خیامت و اسیری دودمان و زنان و به غارت بردن اموالت است در چنین وقتی است که خداوند لعنت خود را بر بنی امیه نازل می گرداند و از آسمان خون و خاکستر می بارد و هر چیزی بر تو خواهد گریست حتی حیوانات در بیابانها و ماهیان در دریاها .

 

 

  یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 1:55 موضوع | لینک ثابت


سکوت شب

 

سکوتم از رضایت نیست

                              دلم اهل شکایت نیست

 

 

 

یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 23:21 موضوع | لینک ثابت


غروب جمعه

سلام ، امروز رفته بودم برای افطار نان سنگک بگیرم وقتی نون رو برداشتم از شدت داغی نمی تونستم بگیرمش نا خودآگاه من رو به یاد آتیش جهنم انداخت همونجا از خدا طلب بخشش کردم با خودم گفتم من که توان تحمل کردن داغی این نون رو ندارم چطوری می خوام آتیش جهنم رو تحمل کنم ......

یا رحمان یا رحیم

یا رب  یارب  یا رب


شهاب من شب بارانی مرا دریاب

بیا بی سرو سامانی مرا دریاب

غروب جمعه رسید ای عزیز روضه بخوان

دوباره گریه طوفانی مرا دریاب

نبود قسمت ما کربلا به سر بزنیم

حرم ندیده پشیمانی مرا دریاب

شبی ز کنج عزاخانه ، خانه ات آباد

مرا دعا کن و ویرانی مرا دریاب

یا صاحب الزمان

اللهم صلی علی محمد و آل محمد (ص)

 

 یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 19:22 موضوع | لینک ثابت


رمضان الکریم

 

قال رسول الله (ص) :

 رمضان ، بدین سبب رمضان نامیده شده است که گناهان را می سوزاند .


خدایا قرار بده روزه ام را در این ماه روزه ، روزه داران واقعي و شب زنده داريم را نيز همانند شب زنده داران و بيدارم كن در آن از خواب بيخبران و جنايتم را بر من ببخش اي معبود جهانيان و درگذر از من اي درگذرنده از جنايتكاران .

 

 

حلول ماه مبارك رمضان بر شما مبارك باد ..

 

 ياعلي.... 


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 5:50 موضوع | لینک ثابت


عطر گل یاس

 

دوشنبه  ساعت  حدود 10 – 10:35  شبه حالم خوب نیست 40 كيلومتری به كربلا مونده اضطراب شديدي من رو فرا گرفته مي ترسم از همه چيز با خودم ميگم اگه قبولم نكنه چيكار بايد بكنم صورتم از اشك خيس شده فكري به سرم زد حاجي ( پدرم ) رو صدا زدم موبايل رو بده مي خوام با حاج عمو تماس بگيرم  با خونسردي آب سردي ريخت رو من كه گوشي شارژ نداره هيچی نگفتم سرمرو گذاشتم روي  ميز كوچك جلوم و هاي هاي به حال خودم گريه مي كردم ( حاج عمو همیشه حلال مشكلاتم بود كه اون هم نشد ) گفت خوبي گفتم اره سرم كمي درد مي كنه هيچيم نيست تو حال خودم بودم و اين مسافت كم اما طولاني را مي گذروندم ناگهان مأمور امنيتي كه در اتوبوس بود حرفي زد كه كلاً متلاشيم کرد ( معلم حرم عباس ) با كمي دقت نور گنبد حرم علمدار حسین (ع) معلوم بود بند دلم پاره شد مثل آدمهای  مسن دست و پاهام ميلرزيد چفيه اي كه با خودم داشتم به سبك عرب ها بستم ، رسيديم تو پاركينگ اتوبوس ها از قبل به حاجي گفته بودم كه به كربلا رسيديم من علمدار نيستم صاحب علم اينجاست فقط بزار تو خودم باشم او قبول كرده بود البته از حال آشفته من خبر داشت به سختي از اتوبوس پياده شدم رو پاهام نمي تونستم بايستم كمي صبر كردم تا تونستم خودمو جمع جوركنم آرام با یه دمی که بلد بودم شروع به حركت كردم ......

 

ادامه دارد ....

 

 یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 1:45 موضوع | لینک ثابت


منتظران مهدی

سلام خوبید ؟ دوست نداشتم برگردم و مطلبی بنویسم می خواستم وبلاگم کمی خاک بخوره اما بهر حال اومدیم چند بیت شعرو التماس دعا ... این عید هم بر شما منتظران مبارک باد

 

سلیمانا تو گه گاهی نگاهی هم به موران کن

گدای بی سرو پا را سراپا غرق احسان کن

الا ای مونس دلها طبیب قلبها مهدی

 بیا و دردهای کهنه ما را تو درمان کن

فدای نرگس چشمت ، گل نرگس نگاهی کن

کویر خشک ما را غرق در گل کن

بزن با ذوالفقار حیدری بانگ انا المهدی

بیا گردن کشان ظلم را سر در گریبان کن

بیا و بعد عمری گریه های سخت و جانفرسا

گل لبهای مادر را به روی خویش خندان کن


ای کاش این جمعه آخر بود .....

 

میلاد حجت بن الحسن مهدی عسگری (ع) بر تمام شیعیان جهان مبارک باد

 

 

یاعلی... 


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در جمعه شانزدهم مرداد 1388 ساعت 5:35 موضوع | لینک ثابت


شنبه 10/5/88

 

سلام دوستان من آمدم از سفر اما دلم رو جا گذاشتم تنها جسمم راهی اینجا شد نمی دونم چی بگم شايد چند وقتي خبری ازم نباشه از دوستانی که برام پیام گذاشتند ممنونم ........... 

 

فعلا.....

 

یاعلی....


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 2:49 موضوع | لینک ثابت


سفر عشق

 

بـــــــــــــــــــم رب الحـــــــــــــــــــــين (ع)

 

يا حسين (ع)

 

صلی الله علیک یا ابا صالح المهدی ایها القائم یابن رسول الله. یا داعی الله و ربانی آیاته . یا سبب المتصل بین الارض والسماء . یا طالب بدم المقتول بکربلاء. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و نور عیوننا بظهوره و جعنا من اصحابه و اعوانه و من حزبه و شیعته ، والمستشهدین بین یدیه ان شاء الله.

او  پرچم حق را برافراشت و در میان ما بیادگار گذارد ؛ آنکس که از زیر سایه این پرچم پای پیش نهد از شریعت اسلام خارج گردد ؛ و آنکس که از پیرویش سر باز زند به هلاکت رسد ؛ و سرانجام کسیکه زیر سایه این پرچم به پیش رود راه سعادت پیموده و به آن دست یابد.


سلام خوبید ؟

سفر عشق را شروع مي كنم ....... 

چه زیباست دیدن ضریح شش گوشه او

چه زیباست دیدن و جان دادن در کنار او

الحمدالله علمداری کاروان هم نصیب من شد من را همین بس جز علمداری و نوکری....

دوستان شرمنده هستم توصیف کردنش برای من مشکله اگر عمری بود برميگردم خاطرات سفرم را برایتان می نویسم

حتما دوستانی که برایم پیام میگذارند بعد از سفر به دیدارشان می آیم !!

به یاد همه دوستان هستم ....

 

 یاعلی....

 


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت 3:1 موضوع | لینک ثابت


سهراب سپهري

 

بندی گسسته است

خرابی شکسته است

رویای سرزمین

افسانه ي شكفتن‌‌‌ِ گلها ، رنگها را از ياد برده است

بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد

رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است .

 

 ياعلي...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت 2:43 موضوع | لینک ثابت


فکه

فکه ، مثل هیچ جا نیست

فکه مثل هیچ جا نیست ! نه شلمچه نه ماووت نه سومار نه مهران نه طلائیه نه.......

فکه فقط فکه است ! با قتلگاه و کانالهایش ، با تپه ماهور و دشتهایش

فکه قربانگاه اسماعیل هاست به درگاه خدای مکه

فکه را سینه ای است به وسعت میدانهای مین گسترده برخاک ، فکه را دلی است به پهنای سیم های خاردار خفته در دشت

فکه روحی دارد به لطافت ابرهای گریان در شب والفجر یک ، فکه چشمانی دارد به بصیرت دیدبان خفته در خون ، برقله صد و دوازده

فکه خفته بر زیرگامهایی است که رفتند و باز نیامدند .

( شهید سید مرتضی آوینی ) 


سلام خوبید ؟ یه جمله ای نظرم رو جلب کرد اون هم این بود که : شهدا سنگ نشانند ، تا ره گم نشود .

چند لحظه ای من رو به فکر فرو برد هرچه فکر کردم دیدم راهی پیدا نکردم بنظرم راه شهدا رو یا دارم اشتباه میرم یا اینکه راهی دیگه وجود ندارد که من دنبال کنم ....  البته راهی نذاشتند که دنبال کنیم همه رو کردند تو کجا معلوم نیست این وضع خانواده شهیدانمان و جانبازان عزیز است که بنده خداها کمپلت هنگ کردند پای سخنانشان مینشینیم خیلی چیزها دستگیرمان       می شود ........

خدایا من را از گمراهی باز دار ....

 

 یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 1:28 موضوع | لینک ثابت


شهادت امام موسی کاظم (ع)

 

 

شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) بر شیعیان جهان تسلیت باد

 

از گفتارهاي آن حضرت :

امام كاظم (ع) به یکی از شیعیان خود چنین فرمودند :

تقوای خداوندی را پیشه کن از خدا بترس ! و همواره حق را بگو ،  هرچند که هلاک یافتنت ، در آن باشد پس به درستی که نجات تو در آن نهفته است .

تقوای خداوندی را پیشه کن و از خدا بترس و باطل را فرو بگذار ! هرچند نجاتت در آن باشد ، پس به درستی که هلاک یافتنت در آن است .


سرانجام حضرت موسی بن جعفر کاظم (ع) امام هفتم شیعیان در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری در شهر بغداد ، در زندان سندی پسر شاهک مسموم و به شهادت رسید . 

  

 یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 2:21 موضوع | لینک ثابت


تاکی......

هنوز چند سالی از شهادت حاج احمد کاظمی و یارانش و همچنین خبرنگاران کشورمان نگذشته که دوباره قلبمان به درد آمد سقوط یکی دیگر از این .... به خانوادگان آنها تسلیت عرض می کنم و انشاءالله که همه آنها کنار سفره با احسان ابی عبدالله حسین (ع) مهمان گردند

 

و اما تا کی باید............

 

 

 یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 2:34 موضوع | لینک ثابت


دوشنبه 22/4/88

 

تأثیر گذارترین راه نصیحت کردن و پند دادن این است که ابتدا بدانیم نیاز مخاطب چیست و ظرفیتش در چه حد و اندازه است . آنگاه به قدر تشنگی او از حقایق به او بنوشانیم و عطش را در او قوت بخشیم ....

(سعید عرفانی)

 

 

 یاعلی.... 


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت


فضیلت گریستن بر سیدالشهدا (ع)

 

قسمت هشتم :

و این عیسی بن مریم (ع) است که چون همراه حواریون و اصحاب خاص خود از کربلا گذر کرد آهوانی را دید که دور هم گرد آمده و می گریند پس عیسی نیز بر زمین نشست و به همراه حواریون به زاری مشغول شدند ، اصحاب آن حضرت نمی دانستند به چه جهت عیسی در آن مکان به گریه مشغول است پس علت را جویا شدند ، حضرت فرمود : آیا می دانید اینجا چه سرزمینی است ؟

آنها  اظهار بی اطلاعی کردند ، عیسی در پاسخ آنها گفت : اینجا سرزمینی است که فرزند رسول اسلام (احمد (ص)) به شهادت می رسد ، اینجا همان خاکی است که فرزند طاهره بتول که بسیار شبیه به مادرم مریم است ، به شهادت می رسد .


 سلام حالتان خوبه ؟ من مقتل امام حسين را دوباره شروع کردم اما با ترس چون هرچه جلوتر رویم یک سری مسائل آشکار می شود ، نهضت عاشورا برای من یک درس است ، انشاءالله خود امام حسین کمک کنه .........

 

 

یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 5:22 موضوع | لینک ثابت


پنجشنبه 11/4/88

 

از مخالفت نترسید ، بادبادک وقتی بالا می رود که باد مخالف بوزد ... !

 


 

سلام شب زیارتی امام حسین (ع) است ، زیارت عاشورا رو فراموش نکنید من را هم دعا کنید حال و احوال خوبی ندارم .

 

 

 یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت 7:45 موضوع | لینک ثابت


چهارشنبه 10/4/88

 

سهراب سپهري :

 

گوش کن ، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا  ............. 

 

 

يا علي....


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 12:21 موضوع | لینک ثابت


سه شنبه 9/4/88

سلام حالتون خوبه ؟ من که حال خوشی ندارم فعلا قلبم درد گرفتم تا ببینیم بعدیش چیه !  چند روز پیش رفتم دکتر گفت : استرس و اضطراب باعث این ناراحتی شده و باید از هیجان و .... دوری کنی یه طومار قرص هم برامون نوشت (از این آرامش بخشها ) می خوریم تا روزگار بگذرد  

 

امروز سری به حافظ زدم و این غزل اومد :

 

گر قلب دلم را ننهد دوست عیاری

من نقد روان در دمش از دیده شمارم

دامن مفشان از من خاکی که پس از من

زین در نتواند که برد باد غبارم

بر بوی کنار تو شدم غرق و امیدست

از موج سرشکم که رساند به کنارم

امروز مکش سر ز وفای من و اندیش

زان شب که من از غم به دعا دست بر آرم

زلفین سیاه تو به دلداری عشاق

دادند قراری و ببردند قرارم

ای باد ! از آن باده نسیمی به من آور

کآن بوی شفابخش بود دفع خمارم

حافظ ! لب لعلش چو مرا جان عزیز است

عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم

 

دعا بفرمائید ..

 

 یاعلی...

 


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 6:13 موضوع | لینک ثابت


فرزند فقیران

 

خداوند به دلقك فرزندي داده بود و او بسيار شاد و خرسند بود.
سلطان وقتي كه شادي او را ديد، پرسيد: "خب، حالا بگو ببينم فرزندت دختر است يا پسر؟"
دلقك گردنش را كج كرد و گفت: "از فقيران چه آيد جز دختر يا پسر؟"
سلطان با تعجب پرسيد: "اي مردك! از فقيران پسر آيد يا دختر، از بزرگان چه آيد؟"
دلقك گفت: "بدكاري، بي عدالتي، ظالمي، خانه بر اندازي و...!"


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 7:59 موضوع | لینک ثابت


سکوتی پر از اشک

 

سلام ، چند وقتی چیزی در بساط نداریم راستش نه حالی مونده نه حوصله ای ، سکوتی که مدتها بامن همراه بوده ادامه        می دهم هم من به او عادت کرده ام هم او ،  اگرمطلب زیر را درکش کردی و حالی بهت دست داد من رو هم دعا کن......  

 

تیرهای سه شعبه یعنی اینکه ، اثر از هنجری نمی ماند . 

 

  یاعلی...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 6:38 موضوع | لینک ثابت


لیلة الرغائب

سلام خوبید ؟  دیشب چندتا آرزو کردید یا شاید هم خواب بودید ، من که مثل همیشه هر شب جمعه تو حرم سید الکریم ( عبدالعظیم حسنی (ع) ) بودم از صبحش کلی برنامه ریزی کرده بودم که شب میرم چی بگم یا چی دارم که رو کنم ، بقول رفقا وقتي رسيدم حرم قفل كردم هيچي نمي تونستم بگم ، دست خالی رفتیم نمی دونم خدا جوابمو داد یا نه خواستم چندتا دونه دعا کنم  اما نشد آخر گفتم خدا جون تو خودت درد منو میدونی پس نیازی نیست چیزی بگم .........

يه يا علي گفتم زيارتم رو شروع كردم .

انشاءالله همه دوستان حاجتشون رو گرفته باشن .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

راستي شب جمعه بود انشاءالله يه شب جمعه هم  كربلا باشيم .....

 

 

 يا علي...


 

نوشته شده توسط محسن قیومی در جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 7:14 موضوع | لینک ثابت